سلام...
نبودم..سه هفته شایدم بیشتر...دلم برای خیابونم تنگ شده بود.ممنون از همهتون که اومدین و خبرگرفتین...امتحان بد نشد(این راحتترین راهه برای فرار از نتیجه ..اگر اونی که میخوام نباشه)گفتن اوایل اسفند نتیجش اعلام میشه...ما هم صبر می کنیم هر چند این انتظار از انتظار خود امتحان سختتره.
خیلی سخت بود...از بیستم بهمن که بالاخره جواب سلاممونو از سید بزرگوار گرفتیم تا الان که دارم اینارو می نویسم...جایی بودم که به دنیای مجازی راه نداشت...بیراهه هم نداشت.تا بیستم دلشوره نیومدنش رو داشتم..داشتیم...حالا دلشوره اینکه نگذارن اون چیزی که باید بشه بشه.
این حرف ممکنه باعث حرفایی بشه مثل اینکه (بفرما...خودشونم میدونن موفق نیستن)...نه اینطور نیست...ما به موفقیت خودمون ایمان داریم...با همون قدرتی که به آقاقی خاتمی ایمان داریم و از طرفی به کارشکنی و بی معرفتی شما هم معتقدیم.اینبار هم باید کاری صورت بگیره که کوچکترین خدشه ای بهش وارد نشه...
حالا همه چیز دست خوده این انسان بزرگه...که با حرفهاش و برنامه هایی که میده...طوری بتونه مردم روقانع کنه که به نتیجه ٬بیش از چیزی که الان هست مطمئن بشیم.به خصوص مردمی که با پول های کم ارزش بیست هزار تومن و پنجاه هزارتومن به راحتی قابل خرید و فروش هستن.مردمی که به راحتی با وعده دادن فکر می کنن مشکلاتشون حل شده...
سید!
ممنونیم که جواب سلامو دادی...خسته شدیم از این همه جواب سلامهایی که میگیریم و بعد میبینیم باد هواست...خسته شدیم از این همه دروغ و وقاحت...خسته شدیم ار نادیده گرفه شدن...
خوشحالم که هستی...باورمون کن...چون ما باورت داریم.
کلی حرف هست و کافینت شلوغه...مرده شور این انتخاب واحده اینترتیو ببرن!!!به زودی برمی گردم توی اتاق خودم...که هم خلوته...هم آرامشی داره که هیچ جای دنیا نداره...






