تبليغاتX
خیابانهای سرد شب... - اینبار برای پدرها...برای پدرم

خیابانهای سرد شب...

در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ...خداحافظ صدایی نیست!!!

مثل مادرم...فقط ميگم دوستش دارم...به خاطر همه روزهاي خوبي كه برام يادگاري گذاشته و ميگذاره...به خاطر همه پاركها و باغ وحشهايي كه رفتيم...پاركها و باغ وحشهايي كه با هم با لوگو ساختيم و به خاطر روزي كه به خاطر نمره بد رياضي اومد مدرسه...و وقتي اشك توي چشمام بود لبخند زد.

پ.ن:این قورباغهه پایه ثابت عکساس...ولی نقش دوم اینبار یک فرشته دیگس.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 2:6  توسط آیدین  |