تبليغاتX
خیابانهای سرد شب... - براي آنها كه خبرنگارند...

خیابانهای سرد شب...

در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ...خداحافظ صدایی نیست!!!

تبريك گفتن هاي كليشه اي را دوست ندارم. نوشتن پيام تبريك هم براي كساني كه خود (خبرنگار)ند سختر است تا تبريك گفتن هاي ديگر.

...به شما ماجرا و هيجان خبرنگاري را تبريك مي گويم ... به شما و قلمتان كه مي نويسد و وجدانتان كه بيدار است و چشمانتان كه حقيقت بين است و دلتان كه بزرگ.

...

...

و براي شما كه فقط اسم خبرنگار را به يدك مي كشيد هيچ چيز ، جز تاسف ندارم.

 

(قدرت و قلم)

صدها قلم به كوزه وحشت شدند ذوب

تا خنجري شوند

در دست آن كسي كه ز قدرت شده است مست

در دست مرد مست

خنجر شكافتست...

فاق قلم؟

- نه

         سينه صدها قلم به دست

                              (حميد مصدق)

 

و از صائب تبريزي :

           (قدم اول اين ره چو قلم ، تَرك سر است...)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 0:23  توسط آیدین  |