تبريك گفتن هاي كليشه اي را دوست ندارم. نوشتن پيام تبريك هم براي كساني كه خود (خبرنگار)ند سختر است تا تبريك گفتن هاي ديگر.
...به شما ماجرا و هيجان خبرنگاري را تبريك مي گويم ... به شما و قلمتان كه مي نويسد و وجدانتان كه بيدار است و چشمانتان كه حقيقت بين است و دلتان كه بزرگ.
...
...
و براي شما كه فقط اسم خبرنگار را به يدك مي كشيد هيچ چيز ، جز تاسف ندارم.
(قدرت و قلم)
صدها قلم به كوزه وحشت شدند ذوب
تا خنجري شوند
در دست آن كسي كه ز قدرت شده است مست
در دست مرد مست
خنجر شكافتست...
فاق قلم؟
- نه
سينه صدها قلم به دست
(حميد مصدق)
و از صائب تبريزي :
(قدم اول اين ره چو قلم ، تَرك سر است...)
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 0:23  توسط آیدین
|







