تبليغاتX
خیابانهای سرد شب... - بی فکر نوشتن

خیابانهای سرد شب...

در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ...خداحافظ صدایی نیست!!!

 عجیب دلم می خواست که امشب کنار اون خونه بزرگ بودم.چقدر از حقارتی که وقتی می بینمش بهم دست میده لذت میبرم...چقدر دوست دارم هر لحظه یادم بیاره که هیچی نیستم. چقدر دلم میخواد اونجا بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 19:12  توسط آیدین  |