وقتي شروع به خوندنش كردم تصميم داشتم شش هفت تا از قسمتهاي قشنگشو توي وبلاگم بنويسم.اما پاراگراف به پاراگراف زيبا و شوكه كننده بود.نمي شد از هيچ كدوم از قسمتهاش گذشت.وقتي مي خوندمش هنوز فكرم از يك قسمت آزاد نشده، گرفتار زيبايي كلمات بعدي مي شد.كلماتي كه بارها بهشون فكر كرده بودم...ولي تا به حال به اين زيايي پشت سر هم رديف نشده بودن.تصميمم عوض شد...انديشه هاي ناب ، اينبار فقط به همين خلاصه ميشه:
((خداحافظ گري كوپر))
...
...
...
(رومن گاري)
پ.ن:خواهش مي كنم فقط و فقط:چاپ نشر (نيلوفر) با ترجمه آقاي (سروش حبيبي).
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 16:55  توسط آیدین
|







