تبليغاتX
خیابانهای سرد شب... - دخیل بستیم از دلمان به خدایی که بزرگ است

خیابانهای سرد شب...

در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ...خداحافظ صدایی نیست!!!

روبان سبزي كه معروف است به( سبز سيدي)، از دوستی به من رسيد.هميشه لاي يك قرآن همراهم بود.براي حاجتي، به دوستي سپردمش كه دخيل ببندد به ضريح امام رضا...جواب گرفتم و شرمنده امام رضا كه هنوز به خدمتش نرسيدم.
روبان سبزی كه به دستهاي همسن و سالهاي خودم مي بينم... به دست پدر ها و مادرها مي بينم، به دست مادر بزرگها و پدر بزرگها مي بينم مرا به ياد روبان خودم مي اندازد.اين روزها همه دخيل بسته ايم.دخيل بسته ايم از دل هاي شكسته مان به خدايي كه بزرگ است و عزيزي را به دستان مادري سپرديم كه (سيد) بودن را،(مير) بودن را برايش به هديه آورده.
دخیل سبزی که تکه تکه های آن به درو ديوار و دل شهر بسته شده.به دستان ما بسته شده كه نشان دهد حاجتمنديم. وقتي روبان كوچك من به ضريح امام رضا بسته شد و زود جواب آمد اگر به هم گره بزنيم ، اين همه دخيل سبز را... ناديده گرفته نمي شوند.

ما به آن سيد و اين مير ارادت داريم

ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم

پ.ن:این هشدار میر حسین موسوی رو هم بخونید...حتما بخونید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:34  توسط آیدین  |