چرك نويس
((سالها بعد،اغلب فكر مي كردم كه زندگي چقدر به تلفن بازي شباهت دارد . چطور وقايع و گفته ها تغيير شكل مي دهند.همه چيز يك كلاغ چهل كلاغ مي شود.))
بهرام و قاسم سايه به سايه هم گذر زمان را تعقيب كرده اند.گاه مرعوبش شده اند و گاه در پناه تصاوير جادويي سينما بي اعتنايي پيشه كرده اند.
و اكنون زمان ايشتادن است.دستگاه پخش آن همه ماجراها آن و دمي است كه خاموش شود .با اين همه گذشته همچنان پا برجاست ، گذشته و خاطره آن همه شيطنت ها ، عشق ها ، ناكامي ها.
بهمن فرزانه ، مترجم نام آشناي ادبيات آمريكاي لاتين و ايتاليا ، در ((چرك نويس)) به روايت رماني خاطره انگيز پرداخته است . رماني كه از تهران قديم آغاز مي شود و به روزهاي ما مي رسد .
***
همونطور كه متوجه شديد اسم اثر هست ((چرك نويس )) نوشته آقاي ((بهمن فرزانه)). اين معرفي نامه هم از پشت جلد خود كتاب آورده شده. اين كتاب توسط انتشارات ((ققنوس)) چاپ و منتشر شده.
رفاقت عجيب بهرام(ارباب) و قاسم(نوكر) يكي از جالبه توجه ترين نكات اين كتابه. قاسم سعي در ادامه دادن نوكر بودن داره و بهرام سعي بر تغيير دادن نوكر به دوست...هرچند تا آخر داستان (كه شوكه كننده و زيبا تموم ميشه)اين رابطه به همون شكل وجود داره...ولي شايد در ته دل هر دو ، اين همه سالهاي با هم بودن فراتر و فراتر از رابطه ارباب و نوكر بودنه...رفاقت...دوستي زيبا...شايد هم برادري.







