تبليغاتX
خیابانهای سرد شب... - شعر...(محمود کیانوش)

خیابانهای سرد شب...

در خیابانهای سرد شب جز خداحافظ...خداحافظ صدایی نیست!!!

اي برادر اينك

شب فرا مي رسد از راه خيال

با سكوت و آرامش و خواب.

لحظه ها را در خيمة روز

گذراندي به تلاشي سنگين؛

گه فرو رفتي در چشمة رنگ...

گه فرا رفتي از برج دروغ...

تا تراشيدي از خود بت من.

اكنون...

شب فرود آمده از اوج عبث...

تو هم از بستر افسون بر خيز...

بت من را بشكن!

                    (محمود كيانوش)
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:37  توسط آیدین  |